الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )
909
علل الشرايع ( فارسي )
آن طلوع مىكرده و ظاهر مىشدند و اگر از بهشتهاى جاودان و آخرت مىبود هرگز آدم از آن اخراج نمىشد . حديث ( 56 ) احمد بن محمّد رحمة الله عليه ، از پدرش ، از محمّد بن احمد ، از سهل بن زياد ، از محمّد بن احمد ، از حسن بن على ، از يونس از حسين بن عمر بن يزيد ، از پدرش ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند : وقتى پسران يعقوب از پدر خواستند كه به آنها اذن دهد يوسف را با خود ببرند ، يعقوب به آنها فرمود : حضرت يعقوب عليه السّلام به آنها فرمود : من بيم دارم كه گرگ يوسف را بخورد و شما از او غافل باشيد . امام صادق عليه السّلام فرمودند : يعقوب عليه السّلام علَّتى را كه برادران يوسف در باره يوسف بعدا به آن متمسّك شدند را براى آنها تقريب نموده و راه آوردن عذر را به آنها نشان داد . حديث ( 57 ) پدرم رحمة الله عليه از سعد بن عبد الله ، از احمد بن محمّد از على بن حكم ، از سيف بن عميره ، از داود بن فرقد نقل كرده كه وى گفت : محضر مبارك حضرت ابى عبد الله عليه السّلام عرض كردم : چه مىفرماييد در باره كشتن ناصبى ؟ حضرت فرمودند : ريختن خونش حلال است ولى بر تو مىترسم ، اگر توانستى ديوارى را روى او بريزى يا در آب غرقش كنى تا شاهدى بر تو قايم نشود البته اين كار را بكن . عرض كردم : راجع به مالش چه مىفرماييد ؟ حضرت فرمودند : در صورتى كه قدرت دارى مالش را تباه و تلف كن . حديث ( 58 ) پدرم رحمة الله عليه از محمّد بن يحيى عطَّار از محمّد بن الحسن الصفّار كه اسناد حديث را ضبط و حفظ نكرده ، وى مىگويد : رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم فرمودند : وقتى مرا به آسمان بردند يك قطره از عرق من چكيد و از آن گلى روييد و افتاد در دريا ، ماهىها رفتند تا آن را بگيرند و دعموص « 1 » نيز براى گرفتن آن رفت ،
--> « 1 » - دعموص كردم دراز و سياهى است كه در گودالهاى آب زندگى مىكند .